نوروز 90

نوروز 90 هم مثل همه نوروزهای دیگر آمد و رفت. بی‌آنکه حرف تازه‌ای برای گفتن داشته باشد و ما هم مثل همه سال‌های عمرمان نشستیم به در و دیوار نگاه کردیم، خوردیم، به دید و بازدید رفتیم و به خیال خودمان در تعطیلات پایان سال خستگی درکردیم.

اما به نظر من 13 روز تعطیلات رسمی و چند روز این ور و آن ورش نه تنها به هیچ کاری نمی‌آید بلکه نشان‌دهنده روحیه کسل، تنبل و یکنواخت ما ایرانی‌هاست که در همه چیز افراط می‌کنیم و فکر می‌کنیم با این روزها و این حجم تعطیلات حق شادی را ادا کردیم اما به عکس این نوع زیاده‌روی‌ها طعم و مزه استراحت و تفریح را می‌گیرد و جسم و روح آدم را اسیر کسالتی می‌کند که چند روزی طول می‌کشد تا از بدن خارج شود.

به همین دلیل است که بقیه دنیا برای یک روز و یک ساعتشان آنقدر ارزش قائلند که حاضر نیستند حتی به بهانه تعطیلات و استراحت آن را هدر دهند.

حالا بگذریم چون فکر کردم شاید از این همه گلایه خسته شوم ولی به هر حال باید سالی را که نکوست از بهارش پیدا کنیم و برای من و برای همه ما امسال نکو خواهد بود به چند دلیل:

یکی اینکه بعد از خم و چم‌های دو سال گذشته حالا اندکی ثبات و آرامش در خیلی چیزها می‌شود دید هر چند که بعضی‌ها از این آرامش سرد و ساکن شاکی هستند اما بالاخره برای اندیشیدن و برنامه‌ریزی هرچند دوره یکبار نیاز هست تا آدمی با خودش آرام بگیرد و نگاه کند که از کدام مسیر آمده و به کدام مسیر می‌خواهد برود و باید برای آن چه توشه‌ای مهیا کند.

توشه من اما یک سال بازگشت به خویشتن و زندگی درون لایه‌های پنهان وجود است چرا که جز این خلوت‌گزینی راهی برای هنرنمایی در جمعیت ممکن نیست. نگاه می‌کردم به زندگی خیلی از آدم‌هایی که برای خودشان در این دنیا کسی هستند و یا بوده‌اند جالب است که بدون استثنا و یا با کمی تخفیف بیشترشان در یک دوره از عمر در دایره بسته‌ای سیر کرده‌اند تا بفهمند به درد چه کاری می‌خورند و قدر مسلم آنکه در این دوره کوتاه ریاضت کشیده، پرهیز کرده و دندان روی جگر گذاشته‌اند خیلی از تمایلات را نادیده گرفته و حتی گرسنگی کشیده‌اند تا به آنچه می‌خواهند برسند و وقتی هم می‌رسند چه با شکوه و دیدنی خواهند شد.

دوم اینکه اگر می‌بینیم هنوز با این همه کیا و بیای تاریخ و تمدن درگیر این هستیم که آدم تربیت کنیم و برای خیلی از کارهایمان نیازمند دانش و تکنولوژی از ما بهتران هستیم درست به همین دلیل است که هیچ وقت دوره‌های زندگیمان را از هم تفکیک نمی‌کنیم هیچ وقت کار و استراحت را از هم تشخیص نمی‌دهیم بین شکل رابطه در خانه، محیط کار و دانشگاه تفاوت قائل نمی‌شویم و دست آخر آش شلم شوربایی از ما درمی‌آید که به مذاق هیچ کس خوشایند نیست.

فکر می‌کنم این نیت برای یک شروع تازه و بعد از تعطیلات نوروز 90 نیت خوبی باشد و امیدوارم سال آینده همین روز و همین ساعت در همین صفحه بنویسم که آیا من موفق شدم که بین این دوره‌ها برای خودم تفکیک قائل شوم و یا نه؟ آیا می‌توانم خبر خوش موفقیت در آزمون ارشد را به بهترین‌های زندگی‌ام هدیه بدهم یا در مقابل ضعف‌ها و کوتاهی‌هایم باید خاموش بنشینم؟

/ 0 نظر / 16 بازدید